تبليغاتX
آگرانديسمان - از مايكل مور متنفرم!
تاملاتی در باب سینما

چندين سال پيش و پس از فروپاشي پرده آهنين و فروريختن نماد آن يعني ديوار برلين ، كريستف كيشلوفسكي در مصاحبه اي از " مصائب فيلم سازي در محيط آزاد " سخن گفته بود.او در سخنان خود به اين نكته مهم اشاره كرده بود كه وجود ديوار آهنين باعث بروز خلاقيت در هنرمندان و فيلم سازاني  كه در كشورهاي تحت سلطه رژيم كمونيستي و اشتراكي زندگي و كار مي كرده اند شده بود.

حالا ما با مستندساز متظاهري به نام مايكل مور مواجهيم كه با سوء استفاده از همان فضاي آزادي كه در آن زندگي مي كند و به او اجازه مي دهد جامعه اطراف خود را به نقد بكشد علم مخالفت برداشته و هر از چندگاهي با برجسته كردن يكي از مشكلات جامعه اي كه در آن روزگار مي گذراند مشغول كسب محبوبيت است.هميشه از ظاهر ژوليده و سخنان گستاخانه اش متنفر بوده ام.خصوصا" عكسي كه در آن در يك دست تفنگ و در دست ديگرش دوربين قرار دارد.آيا اگر او در دوران استالين و در عصري زندگي مي كرد كه حتي محكوم نكردن افراد به ظاهر مخالف با افعي گرجي ( تعبير يوگينيا گينزبورگ از استالين در كتاب در دل گردباد)، باعث تبعيدي 10 تا 20 ساله به اعماق تايگا ، سيبري و ماگادان و زندگي و كار اجباري قطع درخت در دماي 50 درجه زير صفر مي شد و تازه بعد از به اتمام رسيدن دوران محكوميت تا ابد از حقوق شهروندي محروم مي گرديد و هر لحظه ، بازداشت مجدد و محكوميتي جديد انتظار او را مي كشيد و ديگر هرگز نمي توانست به عنوان يك " انسان " به زندگي خود ادامه دهد باز هم جرات مي كرد چنين بي پروا سخن بگويد و آزادانه فيلم بسازد؟ خواندن كتاب هاي يوگينيا گينزبورگ را به او و همه كساني كه در جهاني آزاد زندگي مي كنند و از موهبت آزادي بيان برخوردارند توصيه مي كنم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:49  توسط اردوان وزيري  |