تبليغاتX
آگرانديسمان
آگرانديسمان
تاملاتی در باب سینما
بررسي مقايسه‌اي وويزك ساخته ورنر هرزوگ و پستچي داريوش مهرجويي

وويزك (Woyzeck يا وويتزك) يك نمايش صحنه‌اي است كه توسط گئورگ بوخنر آلماني نوشته شده است. اين نمايش به دليل مرگ نويسنده آن ناتمام باقي ماند اما پس از مرگ او ، نويسندگان زيادي ”پايان‌هاي” گوناگون و متعددي براي آن نوشتند. وويزك به يكي از تاثيرگذارترين نمايش‌‌نامه‌هاي آلماني تبديل شده و بارها و بارها برروي صحنه رفته است. بوخنر احتمالا اين نمايش را بين ماه‌هاي ژوئن و سپتامبر 1836 نوشته است. وويزك كه به دليل مرگ زودهنگام بوخنر ناتمام ماند براي اولين بار در سال 1879 و توسط اميل فرانزوس به چاپ رسيد و در هشتم نوامبر 1913 براي نخستين بار در Residenztheater مونيخ به اجرا درآمد.

تصوير اصلي را ببينيد

نمايش‌نامه وويزك به تاثيراتي كه پزشكان و ارتش آلمان بر روح و روان و جسم و زندگي مردي جوان به همين نام مي‌‌گذارند و باعث تهي شدن او از صفات انساني مي‌شوند مي‌پردازد. از اين نمايش‌ اغلب به عنوان ”تراژدي طبقه كارگر” ياد مي‌شود اما مي‌توان آن را از منظري ديگر يعني ”تراژدي هميشگي حسادت نوع بشر” نيز مورد بررسي قرار داد. اين نمايش براساس داستان واقعي زندگي يوهان كريستين وويزك ، يك كلاه‌گيس ساز اهل لايپزيك كه بعدا در سال 1821 به عنوان سرباز وارد ارتش شد نوشته شده است. وويزك بر اثر حسادت، زن بيوه‌اي به نام كريستينه ووست را كه با او زندگي مي‌كرد به قتل رساند و به همين دليل در ملاء عام گردن زده شد.

تصوير اصلي را ببينيدداريوش مهرجويي در  سال 1351 با ساخت فيلم ”پستچي” و ورنز هرزوگ كارگردان آلماني در 1979 با فيلم ”وويزك” فيلم‌سازان برجسته‌اي بودند كه با اقتباس از اين نمايش، داستان زندگي اين شخصيت عجيب و غريب و آپوكاليپتيك را بر پرده سينما به تصوير كشيدند. از آنجائيكه اين فيلم‌ها از يك متن واحد اقتباس شده‌اند تبعا مشابهت‌ها و مشتركات زيادي با هم دارند. به عنوان نمونه ، هر دو كارگردان در انتخاب بازي‌گر اصلي، دقت و وسواس زيادي به خرج داده‌اند كه به نظرم به بهترين نتيجه هم دست پيدا كرده‌اند. علي نصيريان با آن عينك گرد ته استكاني، نوع اصلاح موي سر، چشماني گشاد و حيرت‌زده و بي‌روح و بازي روان و در عين حال استاتيك خود، شخصيت درمانده و عاصي و تحقيرشده تقي را به نمايش گذاشته است. از طرفي كلاوس كينسكي با چهره‌اي كه به قول Vincent Canby ” به طور همزمان، هم جوان و هم باستاني است” ، ترس و هراس و بدويت انساني لگدمال شده را تصوير مي‌كند كه صداهاي ناشنيدني را مي‌شنود و تصاوير ناديدني را مي‌بيند. در عين حال صحنه‌ها و شخصيت‌هاي مشابهي در هر دو فيلم وجود دارد كه به عنوان مثال مي‌توان به كاراكتر پزشك اشاره كرد كه نقش عمده‌اي در تحقير و توهين قهرمان فيلم ايفا مي‌كند و از او به عنوان موش آزمايشگاهي استفاده مي‌كند. پزشك فيلم هرزوگ قصد دارد ثابت كند كه مي‌تواند با يك رژيم غذايي خاص كه فقط از نخود تشكيل مي‌شود، انساني را به ميمون تبديل كند و دامپزشك فيلم مهرجويي هم با خوراندن داروهاي گياهي كمياب قصد درمان ناتواني جنسي تقي را دارد. در هر دو فيلم صحنه‌اي وجود دارد كه اين دو پزشك نيمه‌ديوانه براي اثبات نظريات ماليخوليايي خود، قهرمان فيلم را وادار مي‌كنند تا گوش‌هايش را تكان دهد. اين صحنه، اوج توهين و تحقير يك انسان را به نمايش مي‌گذارد و در كنار حس حسادت، ضمن اين كه تاثير عمده‌اي بر فروپاشي روحي قهرمان فيلم مي‌گذارد، زمينه‌ساز ارتكاب قتل پاياني فيلم هم مي‌شود. از ديگر شخصيت‌هاي مشترك بين دو فيلم، نيت‌الله خان در پستچي و كاپيتان فيلم وويزك و همچنين منير همسر افسرده و پژمرده تقي، و ماري، زني كه وويزك با او زندگي مي‌كند و فرزندي براي او به دنيا آورده هستند و نقش پررنگي در زندگي و سرنوشت قهرمان دو فيلم دارند. خيانت منير و ماري (كه هر دو به اندازه تقي و وويزك محنت كشيده و فقير هستند) سبب‌ساز قتل آن‌ها مي‌شود و نيت‌الله خان و كاپيتان با زيرپا گذاشتن شخصيت انساني تقي و وويزك و تمسخر آشكار آن‌ها، اين دو را به مرز جنون و ورطه هلاك و نيستي سوق مي‌دهند. در صحنه‌اي از فيلم هرزوگ، در حالي كه وويزك مشغول اصلاح كاپيتان است، كاپيتان با بيان اين كه ثروت و موقعيت اجتماعي ارتباط مستقيمي با اخلاقيات دارند، وويزك را به دليل اين كه از اين دو محروم است فاقد اخلاقيات توصيف مي‌كند. نيت‌الله خان نيز به بهانه فقر تقي، همواره او را به سخره مي‌‌گيرد و از او و منير به عنوان خدمت‌كار خانه بهره‌كشي مي‌كند. به همين دليل است كه اغلب نويسندگان و منتقدان، وويزك را نمايش‌نامه‌اي در مورد موقعيت‌هاي اجتماعي متضاد و شرحي بر فقر و تاثير آن در زندگي انسان تفسير كرده‌اند. اما از سوي ديگر و به رغم نكات مشتركي كه اشاره شد تفاوت‌هايي نيز بين اين دو فيلم وجود دارد كه حاصل عوامل متعددي منجمله جهان‌بيني و نگرش متفاوت اين دو كارگردان به رسانه سينما و برداشت آ‌‌ن‌ها از متن اصلي و سبك و سياق سينمايي آنان است. هرزوگ در كتاب ” هرزوگ درباره هرزوگ” در مورد ساختار سينمايي فيلم وويزك مي‌گويد ” ما در اين فيلم از مجموعه‌اي از نماهاي چهار دقيقه‌اي استفاده كرديم و بدين ترتيب، فيلم از حدود 25 كات به اضافه چند برداشت كوتاه‌تر تشكيل شده است. حفظ چنين روندي بسيار دشوار بود و كسي حق اشتباه كردن نداشت. نكته جالب توجه در مورد فيلم اين است كه فضاي موجود در آن به واسطه كات‌هاي متعدد و حركت دوربين شكل نگرفته است بلكه كلا بازي‌گران فيلم اين فضا را ايجاد مي‌كنند. من فيلم‌سازاني را كه آنقدر جرات دارند كه كل يك سكانس را در يك نماي واحد به نمايش بگذارند دوست دارم. فيلم‌سازان ضعيف، اغلب دوربين خود را به شكلي غيرضروري حركت مي‌دهند و از كات‌هاي متعدد استفاده مي‌كنند زيرا از اين نكته آگاهي دارند كه مصالح مورد استفاده‌شان آنقدر قوي نيست كه بتوانند آن را با استفاده از يك دوربين غيرفعال به تماشاگر عرضه كنند”. داريوش مهرجويي نيز تاكيد زيادي بر نقش‌آفريني بازيگران دارد اما ساختار فيلم پستچي شباهتي با فيلم وويزك ندارد و كات‌هاي فيلم و به تبع آن تعداد نماهاي آن بسيار بيش‌تر از فيلم هرزوگ است. بارزترين تفاوت اين دو فيلم، اضافه شدن انتقادات صريح اجتماعي / سياسي به فيلم پستچي است. موضوع تلف شدن گوسفندها و برادرزاده از فرنگ برگشته و ظاهرا مترقي و مفرنگ نيت‌الله خان كه زني خارجي را به همراه دارد و به عموي خود پيشنهاد مي‌كند به جاي نگهداري گوسفند، مزرعه پرورش خوك راه بيندازد تا از غافله پيشرفت عقب نماند، اشاره‌اي صريح به اوضاع و احوال اجتماعي آن دوران (دهه 50) و هجوم فرهنگ آمريكايي به شئون زندگي اجتماعي و رواج مصرف‌زدگي دارد و جنبه‌اي انتقادي به فيلم مي‌بخشد كه وويزك فاقد آن است. اين جهت‌گيري به شكلي بسيار استادانه در سكانس مهماني نيت‌الله خان كه به ميمنت ورود برادرزاده‌اش برپا شده به نمايش درآمده است. در انتهاي اين مطلب، بخشي از اين سكانس را كه اوج گزندگي و نيش انتقادي فيلم در آن متجلي شده است عينا از فيلم‌نامه پستچي (نشر نجوا – 1369) نقل مي‌كنم. لطفا ديالوگ‌هاي نيت‌الله را به دقت بخوانيد:

كمي بعد، در سالن نيت‌الله مي‌خواهد براي حضار سخن‌راني كند. همه جمع شده و روبروي او نشسته‌اند. نيت‌الله بالاي مجلس جولان مي‌دهد. مست است و تفنگ در دست دارد. جمعيت مرتب پارازيت و متلك مي‌اندازند. دست مي‌زنند. سوت مي‌كشند. نيت‌الله فرياد مي‌زند. تحكم مي‌كند. خشمگين مي‌شود... غمگين مي‌شود...

نيت‌الله: ... دوستان ... دوستان...، ما امروز، با يك مشكل بسيار حياتي روبرو هستيم، يك مشكل خطير،... و آنقدر عظيم كه ...

همه مي‌خندند... دكتر با دست اشاره مي‌كند كه بيا پايين.

نيت‌الله(ادامه)... خانم‌ها... آقايون... اي عزيزان من، خصوصي خدمتتون عرض كنم،كه دشمن يك ديو بي‌شاخ و دم نيست كه با يه گرز آتشين، پشت در كمين كرده باشه كه تا سر مي‌كشي بزنه و مختو داغون كنه. نه ... اينا نيست.دشمن (تفنگ را در هوا تكان مي‌دهد)... دشمن(شيشكي مي‌بندد)... ما همه اسير يه توهميم، يه دروغ بزرگ. چونه‌هامون بوي الرحمن گرفته. خيلي وقته بو گرفته، بو گرفته...

....

نيت‌الله: همه هستي ما داره فداي خوك مي‌شه... زوزه كشون هجوم مي‌آرن. مي‌آن چارديواريتو به گند مي‌كشن، لجن مالت مي‌كنن. تو اطاق، تو راهرو... حتي روي تخت بنده مي‌گيرن مي‌خوابن... لذا بايد... در اين ساعت با اعتقاد كامل اعلام مي‌كنم كه ... كه زنده موندن واقعا خيلي جرات مي‌خواد.

.......

نيت‌الله: آفرين بر شما... جايزه شما يك چرخ گوشت الكتريكي خودكار از نوع بسيار مرغوب، ساخت كارخانجات ... (شيشكي مي‌بندد و تلو تلو مي‌خورد و مي‌افتد. دكتر او را مي‌گيرد. نيت‌الله با عجز و لابه مي‌گويد.)

نيت‌الله: ... اي دامپزشك، منو نجات بده... نجات بده...

|+| نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 19:0  توسط اردوان وزيري  |