تبليغاتX
آگرانديسمان - وقت است تا بگرییم چون ابر در بهاران
تاملاتی در باب سینما

 مجسمه رويش در محوطه سفارت ايران در پاريس

نقل است كه در بحبوحه جنگ جهاني دوم و بمباران بي امان پاريس توسط هواپيماهاي نيروي هوايي رايش ؛ لوفت وافه ، شهروندان پاريسي كه متوجه قصد هيتلر براي نابودي موزه لوور شده بودند  تصميم گرفتند آثار فرهنگي هنري خود را از اين موزه بيرون ببرند.بنابراين شهردار پاريس آثار موجود در لوور را به افراد عادي تحويل داد تا آن ها را به خانه هاي خود ببرند و شانس حفظ اين مفاخر ملي به واسطه پراكنده شدن آن ها در مكان هاي مختلف به حداكثر برسد.پس از آزادسازي پاريس توسط ارتش متفقين و نيروهاي مقاومت فرانسه و برقراي امنيت در اين شهر ، تمام آثاري كه به مردم تحويل داده شده بود بي كم و كاست به موزه لوور برگشت. مشابه همين اتفاق در عراق اشغالي نيز به وقوع پيوسته است.روزنامه اعتماد ملي در شماره 474 ، روز يكشنبه 8 مهر در گزارشي با عنوان " ميراثي كه به غارت رفت " از صدماتي كه در اثر هجوم ارتش آمريكا به آثار ملي و فرهنگي عراق وارد شده و همچنين به سرقت رفتن تعداد زيادي از اين آثار اشاره كرده است.در بخشي از اين گزارش آمده " ابتدا تصور مي شد كه حدود 170 هزار قطعه از آثار باستاني موجود در اين موزه (موزه ملي بغداد ) به سرقت رفته اما به مرور معلوم شد كه بسياري از خزانه هاي اصلي موزه از قبل با دقت بسته بندي و به مكاني امن منتقل شده است.همچنين مشخص شد كه كارمندان موزه در اوج جنگ ساير اقلام را براي جلوگيري از سرقت و نابودي به خانه هايشان برده بودند كه به طور داوطلبانه بازگردانده شد ". اين دو مورد و موارد مشابه ديگر ، حاكي از اهميت ميراث فرهنگي كشورها و ملت ها در جهت حفظ هويت ملي ميهني آنان است.

در خبرهاي امروز آمده بود كه سفارت ايران در فرانسه ، مجسمه رويش كار هنرمند ارجمند كامبيز شريف كه زيبايي آن به حدي بوده كه در پايتخت فرهنگي جهان و در نزديكي برج ايفل ، گردشگران زيادي را به خود جلب و جذب مي كرده است را بدون هيچ دليلي نابود و به دست رفتگران سپرده است.شما مي توانيد گزارش كامل اين فاجعه ملي را در پيوندهاي امروز اين وبلاگ بخوانيد و مثل من و همه افراد علاقه مند به فرهنگ و هنر و تمدن اين سرزمين باستاني بر خود بلرزيد و بگرييد و شرم زده شويد.اتفاقاتي از اين دست هر روز و هر ساعت در گوشه و كنار كشورمان رخ مي دهد و متاسفانه هيچ كاري هم از دست كسي ساخته نيست.با وقوع رخدادهاي نگران كننده اي مثل نابودي باغ ملك به دست سودجويان ، از بين رفتن درختان كهنسال خيايان وليعصر ، تخريب گسترده جنگل ها و ايجاد آتش سوزي هاي عمدي براي ساخت برج در نقاط مختلف كشور ، نابودي ميراث فرهنگي هخامنشيان در تنگه بلاغي به دليل ساخت و آبگيري سد سيوند ، نوشتن يادگاري بر ديوارها و بقاياي به جا مانده از تخت جمشيد ، به سرقت رفتن سر سرباز هخامنشي و حراج قريب الوقوع آن در لندن ، ساخت هویت جعلی ترکی برای مولوی و حالا از بين رفتن مجسمه رويش و سپردن آن به دست رفتگران پاريسي ، دور نيست روزي كه بشنويم ساختمان مجلس شوراي اسلامي ( ملي ) در ميدان بهارستان مثلا" به دليل تاسيس ايستگاه مترو تخريب شده و يا مجموعه كاخ موزه هاي سعدآباد و نياوران به علت فضله پرندگان از بين رفته است! . با وجود اين مسائل چه جايي براي اعتراض به ساخته شدن فيلمي مثل 300 براي ما باقي مي ماند؟ هميشه گفته اند كه احترام امام زاده را متولي نگه مي دارد.وقتي كه ما متوليان خوبي براي ميراث فرهنگي خود نيستيم چگونه مي توانيم از " ديگران " انتظار احترام داشته باشيم؟ آن هم ديگراني كه اعتقاد داريم با طرح و نقشه و برنامه قبلي به تمدن كهن و ارزشمند ما توهين مي كنند؟ نه ... يك جاي كار مي لنگد. از ماست كه بر ماست.

از دوستاني كه اين پست را مي خوانند تمنا مي كنم كامنتي بر آن بنويسند و به نوعي اين مسئله ملي را در وبلاگ هاي خود هم منعكس كنند و دوستان ديگرمان را هم به خواندن اين پست ترغيب كنند.اين حداقل كاري است كه از دست ما برمي آيد.

متاسفم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:36  توسط اردوان وزيري  |