اگر تا به حال موفق به تماشاي فيلم 300 نشده باشيد به احتمال قوي حرف و حديث هاي پيرامون اين فيلم و توهين هاي آشكاري كه به ناحق و به شكلي ناجوانمردانه و نابخردانه به تمدن و فرهنگ ايران در اين فيلم روا داشته شده است را شنيده ايد. هدف از نگارش اين مطلب بررسي فيلم 300 از جنبه هاي گوناگون و به دور از هيجان ها و عكس العمل هاي بلافصلي كه در روزهاي ابتداي نمايش اين فيلم در بين ايرانيان ايجاد شد و خشمي كه گريبان هر ايراني وطن پرستي را گرفت مي باشد.
مشخصات فيلم
كارگردان:Zack Snyder
ژانر : اكشن / ماجراجويانه
تاريخ نمايش (در آمريكا) : 9/3/2007
مدت زمان فيلم : 1 ساعت و 57 دقيقه
رتبه بندي MPAA : درجهR ( خشونت ، برهنگي، صحنه هاي جنسي)
بازيگران : Gerard Butler,Lena Heady,Dominic West,David Wenham,Rodrigo Santoro
فيلم نامه : Zack Snyder,Kurt Johnstad,Michael B.Gordon (براساس كتابي به همين نام نوشته فرانك ميلر و لين وارلي)
محصول : آمريكا ، 2007
داستان فيلم
داستان فيلم 300 ، به نبردي كه در سال 480 قبل از ميلاد بين ايرانيان (در زمان پادشاهي خشايارشاه) و قوم اسپارت ( در زمان حكومت لئونيداس) در تنگه ترموپيل درگرفت و در تاريخ نيز با عنوان نبرد ترموپيل ثبت شده است مي پردازد.در اين فيلم، تعداد 300 نفر از سربازان اسپارتي با شجاعت و شهامت غيرقابل وصفي به دفاع از شهر و ديار خود مي پردازند و در مدتي طولاني و بدون اين كه حتي يك نفر از سربازان اسپارتي كشته شوند در مقابل سپاه خشايارشاه مقاومت مي كنند و عليرغم اين كه سپاهيان ايران از انواع و اقسام ادوات پيشرفته جنگي و حيوانات عظيم الجثه اي مثل فيل هاي غول آسا ،انسان هاي عجيب الخلقه و هيولاهايي كه از فيلم هايي مثل ارباب حلقه ها به عاريت گرفته شده اند استفاده مي كنند، سربازان اسپارتي موفق مي شوند اين سپاه عجيب و غريب را دست به سر كنند و از كشته هاي آنان پشته بسازند و مدخل ورود به شهر را كه تنگه اي به نام دروازه جهنم است با اين كشته ها مسدود كنند و همين كشته ها را بر سر سپاهيان نگون بخت خشايارشاه آوار كنند و گروهي ديگر از آنان را به دريا بريزند.
اگر كسي چنين داستاني را براي شما تعريف كند امكان دارد از شنيدن آن اصلا" متعجب نشويد چون اگر با سينماي سرگرمي ساز آمريكا و جهت گيري استوديوهاي هاليوود آشنايي داشته باشيد مي توانيد اين فيلم را جزو آن دسته از بيشمار فيلم هايي قلمداد كنيد كه هر ساله در كمپاني روياسازي هاليوود توليد مي شود و چه بسا كه همه ما نيز (با كمي شرمساري) شيفته و تشنه تماشاي اين نوع فيلم ها باشيم.اما مشكل اصلي زماني بروز مي كند كه خودتان اين فيلم را ببينيد.اگر تا به حال فكر مي كرديد كه ايرانيان باستان، مردمي بافرهنگ و تمدن پيشرفته (و البته از نژاد سفيد آريايي ) بوده اند كه اولين سيستم پستي را ابداع كرده اند يا جزو اولين اقوامي بوده اند كه به سدسازي پرداخته اند و نخستين اعلاميه جهاني حقوق بشر را به رشته تحرير درآورده اند يا اولين ( و تنها) ملتي هستند كه فرمانده نيروي دريايي آنان يك زن (آرتيميس) بوده است و نزديك به 1000 سال قبل از جان لاك و توماس هابز، اجتماع را به طبقات و صنوف مختلف تقسيم بندي كرده بودند و براساس سودمندي هر يك از طبقات اجتماعي،حقوق مادي و معنوي خاصي براي آنان در نظر گرفته بودند و خيلي از مسائل اجتماعي و سياسي ديگر براي اولين بار در دوران حكومت آنان پايه گذاري شده است سخت در اشتباه بوده ايد! چون براساس روايت كارگردان و نويسنده فيلم 300،خشايارشــــاه غول بي شاخ و دمي با نزديك به 3 متر قد ، شهوت ران، غرق در جواهرات و زينت آلات زنانه ،خونخوار،جبار و شگفت انگيزتر از همه اين موارد، سياه پوست بوده كه بنا به گفته يكي از سرداران او در بخشي از فيلم، قصد او به اسارت گرفتن زنان ، كودكان و سالمندان و به خاك و خون كشيدن و مثله كردن مردان و سربازان اسپارتي است (اگر تصور مي كنيد در بيان اين موارد ذره اي اغراق شده است مي توانيد به DVD فيلم و ديالوگ هاي آن مراجعه كنيد).زماني كه براي اولين بار،هيبت خشايارشاه را مي بينيم او بر سريري فوق العاده بزرگ كه بر گرده صدها برده حمل مي شود تكيه زده است و براي پياده شدن از اين اريكه غول آسا، با خشونتي باورنكردني از روي اين بردگان بينوا رد مي شود.
اما در طرف ديگر ماجرا،سربازان و مردم اسپارت قرار دارند.مردمي به غايت هوشمند،جنگجو،شجاع،عضلاني وطرف دار صلح و آزادي كه براي به اسارت گرفته نشدن زنان و فرزندان شان،300 نفر از بهترين سربازان خود را بسيج مي كنند تا با سپاه خشايارشاه سفاك به مقابله برخيزند ( و البته براي اين كه بيننده با گوشه اي از صفات پسنديده و جوانمردي اسپارتيان آشنا شود،در همان ابتداي فيلم ،فرستاده سپاه خشايارشاه را به جرم اين كه با ملكه به درشتي سخن گفته گردن مي زنند و به چاه مي اندازند!).همه ساكنان اسپارت در تمام مدت فيلم،دو كلمه را مدام تكرار مــــــــــي كنند:آزادي،افتخار.گويا در هيچ نقطه ي ديگري از جهان،مردم با اين كلمات آشنا نيستند و اين؛اسپارتيان بوده اند كه اين واژه ها را اختراع و به نام خود ثبت كرده اند.
فيلم به عنوان فيلم
فيلم 300،به عنوان يك فيلم سينمايي و بدون توجه به ارجاعات فرامتني آن (كه در ادامه اين مطلب به بررسي آن خواهيم پرداخت) فيلمي بد و ناشيانه است كه هيچ يك از قواعد سينما در آن رعايت نشده است.فيلم عملا" فاقد فيلم نامه،شخصيت پردازي،سببيت،طراحي صحنه،كاراكتر (به عنوان اصلي ترين عنصر فيلم ) و تمام آن چيزهايي كه ساختار يك فيلم سينمايي (Feature Film) را شكل مي دهد و در نقد و بررسي يك فيلم بايد به آن ها پرداخت مي باشد. اين فيلم در Virtual Studios و با استفاده از CGI يا Computer Generated Image( تصاوير ايجاد شده توسط كامپيوتر ) " خلق " شده به همين دليل ، 300 را نمي توان در زمره Feature Filmها به حساب آورد و آن را حداكثر بايد يك بازي كامپيوتري خشن محسوب كرد.Tom Charity در مقاله اي كه در سايت CNN درج شده در مقايسه فرآيند ساخت 300 با فيلم گلادياتور مي نويسد:" رايدلي اسكات (كارگردان گلادياتور)، گروه خود را به مالت،مراكش و انگلستان برد.اما اشنايدر،اسپارت باستان و نبرد معروف ترموپيل – جايي كه 300 سرباز اسپارتي در مقابل حمله 100000 هزار نفر به مقابله پرداختند—را بدون اين كه Virtual Studio در مونترال را ترك كند بازتوليد كرد.300 ،بين بازيگران واقعي و يك دنياي انيميشن گرافيكي سرگردان است.جنگي كه در اين فيلم تصوير مي شود از نوعي است كه شما در يك بازي ويدئويي مي بينيد ... ترموپيل،به هيچ وجه شبيه نقطه دوردستي در يونان نيست بلكه بيش تر شبيه به دنياي درون يك بازي كامپيوتري مــــــــي باشد". بنابراين شما با تماشاي اين فيلم نمي توانيد انتظار مواجهه با اثري مثل گلادياتور،اسكندر ،پرل هاربر يا حتي تايتانيك (كه در ساخت و توليد آن ها استفاده زيادي از تكنيك هاي گرافيك كامپيوتري شده و علي رغم تمام ضعف ها و كاستي هاي شان جزو فيلم هاي سينمايي طبقه بندي مي شوند و در عين حال داراي نقاط قوتي هم هستند) را داشته باشيد.در 300،شما با يك بازي به غايت خشن كامپيوتري روبه رو هستيد كه آدمك هاي آن در محيطي مجازي به سلاخي هم مشغول اند.
يكي ديگر از آزاردهنده ترين نقاط ضعف 300،صداي راوي(Narrator) است كه تمام اتفاقاتي را كه بيننده مي بيند دوباره نقل مي كند و او نيز به شكلي كلافه كننده دو واژه آزادي و افتخار را كه در طول فيلم از دهان تمام آدم ها شنيده ايم تكرار مي كند.
ارجاعات فرامتني
اگر فيلم 300 توسط كارگرداني صاحب نام و با استفاده از يك فيلم نامه منسجم و بازيگران معروف ساخته شده بود و حاصل كار از منظر سينمايي يك فيلم خوب و متعارف از كار درآمده بود آيا مي توانستيم از محتواي آن صرف نظر كنيم و اين فيلم را همانند ساير آثار هاليوودي با خيال راحت به تماشا بنشينيم؟ شكي نيست كه مشكل ما ايرانيان ( و هر انسان منصف ديگري در سرتاسر جهان ) با اين فيلم به هيچ وجه به ساختار سينمايي آن مربوط نمــي شود و عليرغم نقشي كه ساختار يك فيلم در پذيرش يا عدم پذيرش آن توسط تماشاگر ايفا مــــــــي كند؛ در اين مورد خاص،فرم اثر هيچ اهميتي ندارد ؛بلكه مشكل اصلي اين فيلم توهيـن هاي آشكار و دروغ پردازي هاي غيرمنصفانه اي است كه به ايران و ايراني نسبت داده شده و چهره اي كه از تمدن و فرهنگ ايران در اين فيلم به تصوير كشيده شده فاقد هر نوع سنديت و مابه ازاي تاريخي است.تصويري كه كارگردان فيلم از خشايارشاه و سپاه او و ساير ايرانيان ارائه مي كند از نفرتي سرشار نشات گرفته است.كاملا" مشخص است كه فيلم نامه نويس و كارگردان هيچ تصوري از تمدن كهن ايران نداشته اند و براي نگارش فيلم نامه و ساخت فيلم - به جز اين نفرت - به هيچ منبع ديگري مراجعه نكرده اند.البته نبايد از نظر دورداشت كه در اين مسير انگيزه هاي سياسي نيز دركار بوده است.فيلم 300 درست در زماني اكران مي شود كه تنش بين ايران و امريكا بر سر مسائل هسته اي به بحراني ترين نقطه خود در طي چند ماه اخير رسيده و رسانه ها و سياست مداران آمريكايي مدام از احتمال حمله نظامي به ايران صحبت مي كنند.اگر بهانه لشگركشي آمريكا و متحدانش به عراق و افغانستان مبارزه با تروريسم و نابودي سلاح هاي كشتار جمعي صدام حسين و جلوگيري از گسترش نفوذ طالبان در جهان بود،اين بار سياست مداران نومحافظه كار آمريكايي براي توجيه حمله نظامي احتمالي خود به ايران دست به دامان رسانه پرمخاطب ، جذاب و قدرتمند سينــــما شده اند و با نمايش چهره اي خشن و غيرانساني از ايرانيان درصدد زمينه چيني و آماده سازي افكار عمومي آمريكا برآمده اند.بايد توجه داشت كه سياست مداران آمريكايي خيلي بيش تر از زمان حمله به عراق و افغانستان به اين آماده سازي افكار عمومي نيازمندند زيرا دامنه اعتراضات مردم آمريكا و پدر و مادراني كه فرزندان خود را در جنگ با عراق و افغانستان از دست داده اند سرتاسر اين كشور را فراگرفته و از سوي ديگر،تبعات مالي و اقتصادي اين دو جنگ و عدم دستيابي آمريكا به اهدافي كه با استناد به آن ها اين جنگ ها را آغاز كرده بود تاثيري نامطلوب در جامعه آمريكا برجاي گذاشته و ظواهر امر نشان مي دهد كه مردم آمريكا به هيچ قيمتي حاضر به درگير شدن در جنگي ديگر نيستند.سازندگان فيلم براي رسيدن به اين هدف ، دشمن را به اندازه اي بزرگ جلوه داده اند كه هر عقل سليمي مبارزه و مقاومت در برابر چنين دشمني را عين شجاعت و بلكه واجب بپندارد.در سرتاسر فيلم،خشايارشاه خود را پادشاه و خدا خطاب مي كند و اطرافيان او نيز بدون كوچك ترين اعتراضي اين مقام خدايي را مي پذيرند.اين در حالي است كه هيچ يك از پادشاهان ايران باستان ادعاي خدايي نداشته و قبل از اسلام،پيرو دين زرتشت و قائل به وحدانيت بوده اند. سخنان لئونيداس نيز كه براي تهييج و تحريك سربازان تحت فرمان خود ايراد مـــــي كند شباهت شگفت انگيزي به نطق هاي جورج بوش دارد.در بخشي از فيلم و پس از اين كه فرزند يكي از سرداران او به دست ايرانيان كشته مي شود او رو به سربازان خود مـــــي گويد: "بچه ها! ما نه تسليم مي شويم و نه عقب نشيني مي كنيم.در اين مكان دوران جديدي آغاز مي شود.دوراني كه ما براساس اصول مردم اسپارت از آزادي خود دفاع كرديم".از سوي ديگر،نطق كوبنده اي كه همسر لئونيداس در برابر شوراي اسپارت و براي قانع كردن آنان به اعزام تمام نيروهاي نظامي به منطقه نبرد ايراد مـــــي كند نيز جالب توجه و يادآور نطق هاي مختلف رئيس جمهور آمريكا براي قانع كردن اعضاي كنگره به اعزام نيروهاي بيش تر به عراق است.او در اين خطابه و در حالي كه نوري آبي رنگ تقدسي آشكار به او مي بخشد مي گويد:" مردان شورا! من فقط به عنوان ملكه شما در برابرتان نايستاده ام.من به عنوان يك مادر،يك همسر و يك شهروند اسپارتي در برابر شما حاضر شده ام.من با دردي عظيم به نزد شما آمده ام.من به نمايندگي از لئونيداس به اين جا نيامده ام زيرا عمل او،خود بيان گر شجاعت او است.من به خاطر صداهايي كه شنيده نمي شوند ؛صداي مادران،پدران،پسران و دختران و صدها خانواده اي كه خون عزيران شان به خاطر ما ريخته شده است اين جا هستم.ما بايد تمام نيروهاي مان را به نبرد اعزام كنيم؛نه براي نجات خودمان بلكه براي نجات فرزنـــدان مان،ما بايد ارتش مان را براي حفظ آزادي،عدالت،نظم و قانون و براي حفظ عقل و خرد و شعور و مهم تر از همه براي حفظ اميد به جنگ اعزام كنيم.تصميم گيري شما،بازتابي است از شجاعت و شهامت سربازان ما كه براي هميشه در صفحات تاريخ ثبت خواهد شد".
نظرات ديگران
سايت MSN.com در گزارشي كه از بازتاب هاي نمايش اين فيلم در روزنامه ها و رسانــــه هاي ايران تهيه كرده است مي نويسد" حتي برخي از ريويو نويسان آمريكايي نيز به خط داستاني ضدايراني فيلم و نمايش چهره ايرانيان به عنوان ملتي فاسد ، منحط ، شهوتران و ديوسيرت؛در مقابل يونانيان والامنش و شرافتمند اشاره كرده اند".
اما متاسفانه اكثر مطالبي كه از سوي منتقدان سينما در مورد اين فيلم نوشته شده بدون هيچ اشـــاره اي به ارجاعات فرامتني آن،فقط به ستايش از نوآوري هاي تكنيكي و كامپيوتري آن پرداخته است.حتي منتقدان معتبري همچون جيمز براردينللي (ازReelViews) و تاد مك كارتي (ازVariety) نيز با ناديده گرفتن توهين هاي آشكار فيلم ،آن را "يك پروژه عظيم در حد فيلم هايي چون شبح اپرا و Tomb Rider " ،" نمايش قهرماني يك ملت در مقابله با سپاهياني عجيب و شكست ناپذير... شاهكاري از تصاوير مهيج و خيره كننده"، توصيف كــرده اند.در بين اين ستايش هاي بي حد و حصر ،Stephen Hunter از سايت Washingthon Post.com فيلم را " اثري شرم آور و سندي غلوآميز از فردي با بهره هوشي پائين تر از 20 " وصف كرده است .راجر ايبرت منتقد بسيار مشهور Chicago Suntimes كه نظرات او نقش موثر و تعيين كننده اي در سرنوشت فيلم هاي روي پرده دارد ،در سايت خود هيچ اشاره اي به فيلم نكرده است.اما همانطور كه اشاره شد نقدهاي منصفانه اي كه اين فيلم را از زاويه و ديدگاهي بيطرفانه مورد بررسي قرار داده باشد بسيار معدود و انگشت شمار هستند.
چه بايد كرد؟
فيلم 300 از زمان نمايش،با واكنش هاي متفاوتي از سوي ايرانيان مواجه شده است و افراد مختلفي از طيف هاي فكري و سياسي مختلف به پخش اين فيلم اعتراض كرده اند و با تهيه بيانيه ها و طومارهاي اينترنتي و يا تجمعات گوناگون به ابراز مخالفت با اين فيلم پرداخته اند اما شايد بهترين راه مقابله با اين فيلم و فيلم هايي با مضمون مشابه،استفاده از همان رسانه قدرتمند سينما باشد.فيلم هاي ارزشمندي كه در سال هاي اخير در داخل كشور و توسط كارگردانان صاحب نام ساخته شده اند بنا به دلايل گوناگون هرگز فرصت وشانس پخش گسترده و بين المللي را پيدا نكرده اند و فيلم هاي ايراني كه موفق شده اند در كشورهاي خارجي به نمايش درآيند فقط در محيط هاي محدود دانشگاهي ،سينماتــــــــــك ها،موزه ها يا بزرگداشت هايي كه هر از چندي براي كارگرداني خاص برگزار مي گردد نمايش يافته اند.بنياد سينمايي فارابي و معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي توانند در حركتي برنامه ريزي شده و البته مداوم و دنباله دار ،فيلم هاي ارزشمند ايراني را با تهيه زيرنويس به زبان هاي مختلف برروي DVD تكثير و در حجمي گسترده از طريق بازارهاي فيلم و يا به وسيله وابستگي هاي فرهنگي ايران در كشورهاي مختلف و يا با به كارگيري هر روش ديگري كه بتواند پخش گسترده اين فيلم ها را تضمين كند در كشورهاي جهان توزيع كنند.اين،دقيقا" همان روشي است كه ساير كشورها براي عرضه محصولات سينمايي خود از آن بهره مي گيرند .لازم نيست كه مسئولان كشور در اين راه به فكر كسب سود و درآمد باشند زيرا نتيجه اي كه از اين حركت عايد كشور مي شود به هيچ وجه با پول و دلار و ريال قابل اندازه گيري نيست.در دنياي مدرن بايد با ابزار مدرن پا به عرصه نبرد گذاشت.