
تام هنكس بعد از بازي در فيلم " نجات سرباز رايان " به كارگرداني استيون اسپيلبرگ ، از طرف نيروي دريايي آمريكا نشان افتخار دريافت كرد.
رسول ملاقلي پور در تمام دوران فيلم سازي خود از رنج ها ، مصائب و تنگ نظري هاي رسمي و غيررسمي كه فيلم سازان جنگ با آن دست به گريبان بودند ( و هستند ) مي ناليد. به همين دليل بعد ( يا قبل ) از ساختن فيلم مزرعه پدري نامه اي سرگشاده براي مطبوعات فرستاد و در آن اعلام كرد به دليل همين كج فهمي ها و تا وقتي نگاهي سالم بر سينماي جنگ حاكم نشود ، ديگر فيلم نخواهد ساخت. اما طاقت نياورد ؛ ماند و ميم مثل مادر را ساخت و همه را به گريه انداخت.( همان كاري كه قبلا" در هيوا و قارچ سمي كرده بود ) .در لوكيشن مزرعه پدري و رودررو با دوربين ، بغض هاي فروخورده اش را براي محمد حميدي مقدم بيرون ريخت.
فيلم نجات سرباز رايان (در سينمايي كه گردش مالي ساليانه آن بيش از 60 ميليارد دلار و دستمزد بازيگران معروف آن 25 ميليون دلار است ) شهرت خود را مديون صحنه هاي جنگي عظيم و در عين حال بسيار واقعي و خيره كننده نيم ساعت اول و به تصوير كشيدن چهره كريه جنگ ، از طريق به نمايش گذاشتن تكه پاره شدن سربازان است.
فيلم هاي رسول ملاقلي پور ( خصوصا" هيوا ، قارچ سمي و مزرعه پدري ) داراي سكانس هاي جنگي عظيمي هستند كه الحق و والانصاف در سينماي ايران ، اگر نه بي سابقه ، كه كم سابقه هستند. تونل فيلم هيوا و سكانس پاياني نبرد در فيلم مزرعه پدري نمونه هايي از سينماي جنگ هستند كه اگر آن ها را در رابطه با بضاعت و امكانات سينماي ايران بسنجيم بدون شك از شجاعت و تهور و جرات ملاقلي پور شگفت زده خواهيم شد.در پايان فيلم مزرعه پدري نيز آدم ها كشته مي شوند ، خون از بدن شان فواره مي زند ، دستشان قطع مي شود و ما دوباره صورت زشت و منفور جنگ را مي بينيم و بر خود مي لرزيم.
نجات سرباز رايان صرفا" فيلمي جنگي ( از نوع حادثه اي / حماسي و البته از نظر كارگرداني ، جلوه هاي ويژه ، صحنه پردازي ، تدوين و ... فوق العاده ، و به اصطلاح يك پروداكشن غول آسا ) است كه هدف اصلي آن ، نمايش عملياتي عظيم ( نبرد D-Day كه خود ، بخشي از عملياتي بزرگ تر به نام Overlord بود كه در ابتدا باعث آزادسازي فرانسه تحت اشغال آلمان نازي و حكومت ويشي و در نهايت منجر به خاتمه يافتن جنگ جهاني دوم شد )در ساحل نرماندي است كه كاري به انگيزه و احساسات آدم ها ندارد.ماموريتي ابلاغ مي شود و كاپيتان ميلر ( تام هنكس ) بايد آن را اجرا كند.او قهرمان فيلم است.
فيلم مزرعه پدري ، فيلمي است كه در دل يك ماجراي جنگي ، داستاني انساني را به تصوير مي كشد.داستان آدم هايي كه عليرغم خصلت هاي ناپسند خود ، با حضور خودخواسته در جنگي نابرابر ، به دركي جديد از دنياي اطراف خود مي رسند و همان كاري را مي كنند كه بايد بكنند.قهرماني وجود ندارد.
فيلم نجات سرباز رايان با استقبال فوق العاده اي روبرو شد. اين فيلم در 28 جولاي 1998 به طور همزمان در 2463 سالن سينما در آمريكا به نمايش درآمد و فروش آن در روز اول نمايش ، سي ميليون و پانصد هزار دلار بود. فروش اين فيلم در آمريكا ، 216 ميليون پانصد هزار دلار و در ساير كشورها 265 ميليون دلار و جمعا" 482 ميليون دلار بوده است. منتقدان نيز از اين فيلم استقبال خوبي به عمل آوردند و اين فيلم را به دليل وجود صحنه هاي واقع گرايانه نبرد و همچنين نقش آفريني بازيگران ستودند اما به ضعف فيلم نامه و ناديده گرفتن نقش انگلستان در نبرد D-Day اشاره كردند. فيلم در ماه مي 1999 وارد بازار ويدئويي شد و نسخه هاي VHS اين فيلم ، 44 ميليون دلار به فروش اين فيلم افزودند. DVD اين فيلم در ماه نوامبر همان سال به بازار عرضه شد و با فروش يك و نيم ميليون نسخه ، تبديل به يكي از بهترين عنوان فيلم هاي عرضه شد در سال 1999 شد.
الآن آمار دقيق فروش مزرعه پدري را در دسترس ندارم.اين آمار در ماهنامه فيلم همان سال به چاپ رسيده است. فيلم مزرعه پدري توسط موسسه رسانه هاي تصويري و برروي CD عرضه شده است. شايد آماري از تعداد CDهاي فروش رفته اين فيلم وجود داشته باشد.نمي دانم.اما مسلما" اين آمار ها ، خيلي قابل توجه نيستند .يكي از نقاط ضعف ملاقلي پور كه همواره توسط منتقدان به آن خرده گرفته مي شد " غريضي بودن " او بود.
بدون شك رسول ملاقلي پور و ابراهيم حاتمي كيا بهترين فيلم سازان جنگ هستند.يكي برون گرا و عصبي و پرخاشگر ؛ ديگري درون گرا و ملايم و منطقي . يكي خفته در زير خاك ( و چه زود ) ، ديگري زنده و حي و حاضر ( عمرش درازباد )؛ اما هر دو در نكته اي مشترك: سينماي جنگ مديون آن ها است.
در انتهاي فيلم قارچ سمي ، روح زن در لباسي سفيد به مرد در حال احتضار مي گويد : بي قرار عاصي ، راحت شدي ( نقل به مضمون).
و رسول راحت شد.