مرد ايستاده در برابر تپه هايي در تاريكي
اما چيزي نيستند جز خانه هايي : هر نوري به خاموشي گرائيده
و توده هاي سيه فام بزرگ مي شوند.
در دو قدمي : اگر نور بيايد به خانه تبديل مي شوند.
(چزاره پاوزه-گزینه شعرها-نشرچشمه- ترجمه کاظم فرهادی و فرهادخردمند-۱۳۷۱)
قطعه شعر بالا سروده چزاره پاوزه شاعر ايتاليايي خصلتي بسيار تصويري دارد و با مدد گرفتن از نورپردازي كه ظاهرا" از ابزار سينما به شمار مي رود تصويري بسيار زيبا در ذهن خواننده برجاي مي گذارد.اين قطعه شعر مي تواند سكانس افتتاحيه يا اختتاميه فيلمي اكسپرسيونيستي باشد و يا در ميانه هر فيلمي تاثيري غافل گيركننده در بيننده ايجاد كند.اين كه چگونه هنري سوبژكتيو ( يا ذهني – انتزاعي ) مثل شعر به اين زيبايي مي تواند با هنري اُبژكتيو ( عيني – بصري ) مثل سينما ارتباط برقرار كند و با استفاده از ابزاري كه در ظاهر متعلق به سينما است وارد عرصه هاي بصري شود ، سوالي است كه پاسخ آن را بايد در ذهن خلاقه و قوه تخيل هنرمند ( فارغ از ژانر هنري ) و در ذات خود هنر جستجو كرد.