وضعيت نقد فيلم در مطبوعات تخصصي سينمايي و صفحات هنري ساير نشريات و روزنامههاي يوميه بسيار نگرانكننده و بحراني شده است. متاسفانه مطالبي كه اين روزها تحت عنوان نقد فيلم در نشريات مختلف به چاپ ميرسد به جاي اين كه به توصيف و تبيين دنياي خود فيلم بپردازد و با روشي هدفمند، نشانههاي تصويري و محتوايي فيلمها را براي بيننده تشريح و به درك بهتر فضاي فيلم كمك كند ، به جولانگاه تسويه حسابهاي شخصي و شاخ و شانه كشيدنهاي مبارزطلبانه منتقدان تبديل شده است. مشكل عمده اين نقدها در اين است كه اغلب هيچ ربطي به خود فيلم ندارند و منتقد محترم ، فيلمي را كه در ذهن دارد به نقد ميكشد ، نه فيلمي كه كارگردان ساخته و به نمايش درآورده است!. اين نقدها عموما با يك مقدمه تقريبا بيربط آغاز ميشوند و در ادامه ، با ذكر چند خاطره و استناد به چندين كتاب فلسفي / اجتماعي و آوردن نقل قول از علماي علم هرمنويتيك و زبانشناسي ،در پاراگراف آخر متن ( كه معمولا 2 صفحه از مجله را اشغال ميكند)، مقداري هم به خود فيلم ميپردازند و خلاص. بيچاره خواننده كه به دنبال كشف مفاهيم نهفته در فيلمي كه ديده بوده است دست خالي بازميگردد و دلزده از اين همه حواشي ، خود به دنبال درك فيلم ميرود و عطاي نقد خواندن را به لقاي منتقدان اينچنيني ميبخشد. نمونه آخر چنين نقدهايي را در مورد فيلم درباره الي ... شاهد بوديم كه اكثريت قريب به اتفاق منتقدان و سينمايينويسان بيش از آن كه به فكر رمزگشايي از فيلم و نسبت آن با سينماي ناب باشند درصدد رو كم كردن حريف برآمدند و درست مثل علماي قرون وسطي كه دور هم جمع ميشدند تا ببينند چند فرشته برروي نوك يك سوزن جاي ميگيرد، بر سر شباهت اين فيلم با فيلم ماجرا ساخته آنتونيوني ، افسانهها سرودند و در وصف شبيه بودن يا نبودن آنا با الي، قصهها سر دادند و طرف مقابل را به انواع و اقسام صفات ناپسند، متصف فرمودند. اما در اين ميان يك نكته مغفول ماند: درباره الي ... يكي ار بهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است، چه به ماجرا شبيه باشد چه نباشد.