تبليغاتX
آگرانديسمان
آگرانديسمان
تاملاتی در باب سینما
درخواست ايران از هاليوود: عذرخواهي كنيد

سفر هياتي از سينماي هاليوود به ايران به همراه آنت بنينگ، مهم‌ترين خبر سينمايي سال‌هاي اخير بود كه بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي داخلي و خارجي داشته است. اما اين بار هم به روال گذشته، مسئولان كشور به جاي استقبال از چنين حركتي ، موضوع را سياسي كردند و در عكس‌العملي نه چندان تعجب برانگيز! از اين هيات هنري درخواست كردند هاليوود به واسطه ساخت فيلم‌هاي ضدايراني ، از ايران عذرخواهي كند. شكي نيست كه فيلمي مثل 300 به دليل زيرپا گذاشتن اصول مسلم تاريخي و نمايش چهره‌اي دروغين از كشوري كه در بين 10 كشور كهن جهان جاي دارد به هيچ روي قابل دفاع نيست و ديديم كه پس از نمايش اين فيلم ، هر كسي به هر وسيله‌اي درصدد برآمد تا اعتراض خود را به اين فيلم جعلي كه از لحاظ سينمايي هم ارزشي نداشت نشان دهد (نقد فيلم 300 را در اين لينك بخوانيد). اما اين كه گناه ديگران را به پاي هياتي بنويسيم كه با هدف توسعه روابط فرهنگي به كشور ما سفر كرده‌اند از آن كارهايي است كه فقط از ما برمي‌آيد. به هر حال سفر اين گروه به ايران را بايد به فال نيك گرفت و به دليل شجاعت مسئولان خانه سينما به آنان تبريك گفت. جزئيات اين خبر را به نقل از BBC بخوانيد.

آنت بنينگ

مسئولان رسمي ايران به هيات هاليوودي گفته‌اند بايد براي ساخت فيلم‌هايي كه به كشور آن‌ها توهين كرده است عذرخواهي كنند. مشاور فرهنگي پرزيدنت محمود احمدي نژاد به فيلم‌سازان ايراني گفته كه بايد از ملاقات با اين گروه خودداري كنند. نمايش فيلم كشتي‌گير به دليل اين كه فردي به نام آيت‌الله سعي مي‌كند ميكي رورك را با پرچم ايران خفه كند در ايران ممنوع شده است. اين بازديد به عنوان حركتي براي آغاز روابط بين ايران و آمريكا با استقبال هنرمندان ايراني مواجه شده است. آنت بنينگ كه تا به حال سه بار نامزد دريافت اسكار شده اعلام كرده : من اميدوارم بتوانيم باب گفت و گو بين دو كشور را باز كنيم. هيات هاليوود قرار است در مدت اقامت خود در ايران از تعدادي از موسسات فرهنگي كشور بازديد كنند. جواد شمقدري مشاور فرهنگي رئيس جمهور ايران اظهار داشته كه بايد به گرمي از اين هيات استقبال كرد ” اما اين كار نبايد مانع از درخواست از اين گروه براي عذرخواهي شود ”. شمقدري قبلا از هاليوود خواسته بود به دليل 30 سال توهين و افترا به انقلاب ايران، از اين كشور عذرخواهي كند. ” مردم ايران و انقلاب ما مكررا توسط هاليوود مورد حمله قرار گرفته‌اند” . آقاي شمقدري در بين فيلم‌هايي كه نگرشي توهين‌آميز به ايران داشته‌اند از 300 و كشتي‌گير نام برده است. فيلم 300 كه در سال 2007 ساخته شد به دليل اين كه ايرانيان را مردمي خونخوار و بدوي نشان داده بود به شدت مورد اعتراض ايرانيان قرار گرفت. ايران و آمريكا از زمان انقلاب اين كشور در سال 1979 و پس از ماجراي گروگان‌گيري سفارت آمريكا در ايران هيچ‌گونه روابط ديپلماتيكي با هم نداشته‌اند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21:13  توسط اردوان وزيري  | 

جاده روولوشنري(Revolutionary Road): خرده جنايت‌هاي زن و شوهری يا سيماي زني تنها در ميان جمع

 

جاده روولوشنري يك درام شخصيت‌محور است كه داستان سرراست و نسبتا ساده‌اش را بر بستر اجتماعي دهه 50 ميلادي ايالات متحده كه به قول راجر ايبرت، دهه ” الويس و مرداني است كه كت و شلوار فلانل خاكستري مي‌پوشند ” بيان مي‌كند. ايپريل ( كيت وينسلت ) و فرانك ( لئوناردو دي كاپريو ) زوج به ظاهر خوشبختي هستند كه با دو فرزند دختر خود در خانه‌اي زيبا زندگي مي‌كنند. سكانس افتتاحيه فيلم، با نمايش چگونگي آشنايي آن‌ها در يك مهماني آغاز مي‌شود و بلافاصله به صحنه تئاتري كه ايپريل در آن نقش ايفا مي‌كند كات مي‌شود. نمايش،‌موفقيت چنداني كسب نمي‌كند و تماشاگران با غر و لند، نارضايتي خود را ابراز مي‌كنند. ايپريل، ناراحت و غمگين از اين شكست، با حالتي افسرده صحنه را ترك مي‌كندو حتي با فرانك كه قصد دلجويي از او را دارد بدرفتاري مي‌كند . عليرغم تلاش‌ فرانك براي آرام كردن ايپريل، در مسير بازگشت به خانه مشاجره‌اي سخت بين اين دو در مي‌گيرد. در اين سكانس، بيننده تا حدودي با روحيات و رفتار شخصيت‌هاي اصلي فليلم آشنا مي‌شود: ايپريل زني حساس و زودرنج و تا حدي غيرمنطقي به نظر مي‌رسد در حالي كه فرانك برخلاف او،‌ مردي صبور و خونسرد تصوير مي‌شود كه دوست ندارد واقعه‌اي به ظاهر كم اهميت (البته از نظر خودش ) آرامش زندگي زناشويي او را بر هم بزند. با ادامه فيلم، مشخص مي‌شود كه تفاوت‌هاي اين دو بيش از اين‌ها است. فرانك مردي سرخوش و اجتماعي و تا حدودي بي‌خيال است كه حتي علاقه زيادي به شغلش هم ندارد و وظائف كاري خود را نيز با كمال بي‌علاقه‌گي به انجام مي‌رساند.او همچنين به دليل فاصله خانه تا محل كار، بخش اعظمي از شبانه روز را در بيرون از خانه به سر مي‌برد. شخصيت سبك‌سر و سطحي فرانك ،‌قابليت ” هم‌رنگ جماعت شدن ” را در او تقويت كرده و به همين دليل ما اغلب او را در محيط‌هاي خارجي مثل ايستگاه قطار مي‌بينيم كه با همان كت و شلوار فلانل خاكستري و كلاه شاپو، هيچ وجه تمايزي با ساير مردان اطرافش ندارد. فرانك از نظر خلق و خو به حدي متزلزل و پا در هوا است كه تنها به علت مشاجره شب قبل با همسرش، با يكي از همكارن زن خود رابطه برقرار مي‌كند و پس از آن كه شبي را نزد او مي‌گذراند به خانه برمي‌گردد. جالب اين جا است كه وقتي خانواده‌اش با برپايي يك جشن تولد كوچك، او را غافلگير مي‌كنند اشك از چشمانش سرازير ، و براي چند لحظه از كرده خود پشيمان مي‌شود!. اما ايپريل، نقطه مقابل او است. ايپريل زني بلندپرواز، نسبتا گوشه‌گير و تودار است كه همواره به نقطه‌اي دور خيره شده و در روياهايش به آينده‌اي بزرگ‌تر و بهتر از وضع فعلي خود و خانواده‌اش مي‌انديشد. به همين دليل ما او را همواره در داخل محيط محصور خانه مي‌بينيم تا بدين ترتيب بر تفاوت او با محيط اطرافش و رنج پنهان او پي ببريم. شخصيت ايپريل در اين فيلم، شباهتي نسبي با سه زن فيلم ” ساعت‌ها ” ساخته استفن دالدري دارد. شخصيت‌هاي زن آن فيلم نيز با خود و محيط اطرافشان در تعارض بودند. اختلاف اصلي اين زن و شوهر متفاوت و همچنين خاستگاه اصلي ماجراهاي بعدي فيلم زماني ‎آغاز مي‌شود كه فرانك عليرغم موافقت اوليه با تقاضاي ايپريل براي رفتن به پاريس، به واسطه يك پيشنهاد كاري و همچنين حاملگي مجدد ايپريل، و البته به دليل تزلزل شخصيتي كه در او سراغ داريم با رفتن به فرانسه مخالفت مي‌كند. ايپريل از مخالفت فرانك دچار جنون مي‌شود و ورود جان، رياضي‌دان نابغه و ديوانه‌اي كه در ببيمارستان رواني بستري است و عليرغم وضعيت رواني ناپايدار خود، به قول ايپريل ” تنها كسي است كه تا حالا حرف ما رو فهميده اون بوده ” به اين حالت دامن مي‌زند. جايي در اواخر فيلم و در يك سكانس درخشان، وقتي جان متوجه مي‌شود كه آن دو از رفتن به پاريس منصرف شده‌اند فرانك را تحقير و او را ترسو خطاب مي‌كند. در تمام اين سكانس، ايپريل ساكت است و به مشاجره فرانك و جان گوش مي‌دهد. شخصا معتقدم كه بازي كيت وينسلت در اين سكانس، يكي از بهترين و هنرمندانه‌ترين نقش‌آفريني‌هاي سال‌هاي اخير بوده است. كيت وينسلت با ارائه يك بازي زيرپوستي و خوددارانه، فشار وحشتناكي را كه ايپريل تحمل مي‌كند به خوبي به نمايش مي‌گذارد.از طرفي ميزانسن صحنه و محل استقرار دوربين به شكلي است كه ايپريل در كانون توجه بيننده قرار مي‌گيرد. اوج اين بخش از فيلم جايي است كه جان با دست به شكم ايپريل اشاره مي‌كند و مي‌گويد ” خوش‌حالم از اين كه اون بچه توي شكمت من نيستم ” و از در خارج مي‌شود. همين جا است كه ايپريل تصميم نهايي خود را مي‌گيرد و صبح روز بعد، پس از اين كه با خوشرويي صبحانه شوهرش را آماده و او را راهي مي‌كند اين تصميم را به اجرا مي‌گذارد. سام مندس كارگردان فيلم، در فصلي زيبا و بامعني، سقط جنين خودخواسته ايپريل را به ما نشان مي‌دهد: ايپريل در نهايت آرامش و در مراسمي شبه‌‌آئيني حوله‌اي را در كف حمام پهن مي‌كند و در را مي‌بنند. در نماي بعدي پاهاي او را مي‌بينيم كه از پله‌ها پائين مي‌آيد و با مكثي كوتاه در مقابل پنجره و با آخرين نگاهي كه به اين دنيا و روياي برباد رفته‌اش مي‌اندازد از صحنه تئاتر زندگي خارج مي‌شود و ... كات. او هنرپيشه‌اي بود كه نه در صحنه تئاتر و نه در زندگي واقعي به آرزوهايش نرسيد.

جاده روولوشنري تمام جذابيت خود را مديون نقش‌آفريني فوق‌العاده كيت وينسلت و شخصيت ايپريل و البته كارگرداني هوشمندانه سام مندس است. اي كاش كيت وينسلت براي بازي در اين فيلم جايزه اسكار را گرفته بود، نه براي فيلم The Reader.

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 16:13  توسط اردوان وزيري  | 

مخالفت با تقاضاي رومن پولانسكي از سوي قاضي دادگاه
Roman Polanski

درخواست رومن پولانسكي مبني بر مختومه شدن پرونده تجاوز او به يك دختر 13 ساله در سال 1977، توسط قاضي دادگاه و به دليل اين كه اين كارگردان كماكان فراري است رد شد. قاضي پيتر اسپينوزا كه معتقد است اين پرونده از همان ابتدا به درستي بررسي نشده اعلام كرد كه آقاي پولانسكي بايد براي ارائه درخواست خود به ايالات متحده برگردد. رومن پولانسكي در سال 1978 و قبل از آن كه به جرم تجاوز به يك دختر 13 ساله محاكمه شود به فرانسه گريخته بود. جلسه‌اي كه در تاريخ هفتم ماه مي امسال برگزار خواهد شد شانس حضور پولانسكي در دادگاه را فراهم مي‌كند. قاضي دادگاه از پولانسكي خواسته است در صورت تمايل حضور در دادگاه، موضوع را به او اطلاع دهد تا وي بتواند اقدامات امنيتي براي محافظت از پولانسكي را فراهم آورد.

پولانسكي قبلا اعلام كرده بود كه قصد بازگشت به ايالات متحده را ندارد زيرا در صورت بازگشت، ممكن است به دليل فرار، بازداشت شود. او پس از نمايش فيلم مستندي به نام ”رومن پولانسكي، تحت تعقيب و محبوب” كه از حقايق تازه‌اي در اين خصوص پرده برداشته است در تقاضايي درخواست مختومه شدن پرونده را كرده بود. قاضي اسپينوزا پس از تماشاي اين فيلم اعلام كرد يك ” اشكال عمده و اساسي ” در جريان دادرسي وجود داشته اما اين كارگردان برنده جايزه اسكار نمي‌تواند در حالي كه فراري است از حق خود دفاع كند و با قانون طرف شود. سامانتا گايمر، دختر 13 ساله سال 1977 امروز 45 سال دارد. او قبلا گفته بود كه درخواست از آقاي پولانسكي براي حضور در دادگاه، يك ”شوخي بي‌‌رحمانه ” است. يكي از وكلاي او در دادگاه اعلام كرده بود ” وقت آن رسيده كه به اين قضيه خاتمه داده شود ” .

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 14:47  توسط اردوان وزيري  |