تبليغاتX
آگرانديسمان
تاملاتی در باب سینما

برگزاركنندگان مراسم اسكار اعلام كردند 9 فيلم خارجي براي راه يابي به مراسم اسكار با هم رقابت مي كنند.اين فيلم ها از بين 63 فيلمي كه براي شركت در اين رقابت به آكادمي ارسال شده اند انتخاب گرديده اند.اسامي اين فيلم ها به شرح زير است:

The Counterfeiters (جاعلين ) از اتريش

The Year My Parents Went on Vacation (سالي كه والدينم به تعطيلات رفتند ) از برزيل

Days of Darkness (روزهاي تاريكي ) از كانادا

Beaufort از اسرائيل

The Unknown Woman (زن ناشناس ) از ايتاليا

Mongol (مغول ) از قزاقستان

Katyn از لهستان            

12 از روسيه

The Trap (دام ) از صربستان

از بين اين فيلم ها ، 5 فيلم به رقابت نهايي راه پيدا خواهند كرد و اسامي نامزدهاي نهايي ، روز سه شنبه آينده اعلام خواهد شد. امسال هم هيچ فيلمي از كشور ما در اين رقابت ها حضور ندارد.مراسم اسكار در 24 فوريه ( 5 اسفند ) برگزار مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 21:20  توسط اردوان وزيري  | 

موضوع ترجمه غلط ، پر از ابهام و بعضا" مضحك اسامي فيلم ها و برخي از هنرپيشه هاي خارجي و چاپ اين اسامي ترجمه شده در نشريات و جرايد عام ( و متاسفانه در بعضي از نشريات تخصصي حوزه سينما) به معظلي فراگير و نگران كننده تبديل شده است.كافي است نگاهي به صفحات هنري انبوه روزنامه ها و مجلاتي كه همه روزه در كشور به چاپ مي رسند بيندازيم تا متوجه عمق فاجعه شويم.البته اين مشكل از ديرباز گريبانگير ادبيات نوشتاري و شفاهي مرتبط با هنر سينما بوده و مربوط به ديروز و امروز نيست اما نكته اساسي در اين جا است كه با افزايش علاقه مردم به هنر هفتم و در دسترس بودن جديدترين فيلم هاي روز دنيا برروي DVD با قيمتي اندك و همچنين رشد چشمگير نشريات تخصصي سينمايي ( كه بنا بر وظيفه ذاتي خود در هر شماره مقالات سينمايي را به چاپ مي رسانند و تاثيري بي چون و چرا بر سليقه مخاطب خود بر جاي مي گذارند ) و روزنامه ها و مجلات غيرتخصصي ( كه براي جا نماندن از غافله سينما ، صفحات يا ستون هايي را به هنر هفتم  اختصاص مي دهند) ، نياز مخاطب به اطلاعات صحيح فيلم ها دو چندان شده است.اما متاسفانه اكثر نشريات كشور بدون اعتنا به اين نياز ، به بدترين شكل ممكن اسامي فيلم ها و بازيگران را به فارسي ترجمه كرده و به خورد خوانندگان مي دهند.ميزان عدم دقت و فاصله مهيب اين ترجمه ها با عنوان اصلي به اندازه اي است كه خواننده را بي اختيار به اين فكر وامي دارد كه مترجم مطلب ، هيچ آشنايي با مقوله سينما نداشته و از آن جائي كه روزنامه ها و نشريات اين ملك معمولا" با مشكلات حاد مالي و اقتصادي دست به گريبان هستند و قرباني ژنريك نبرد ناميمون " نان و قلم " در اين مرز و بوم ، هميشه فرهنگ و هنر و انديشه بوده است ، سردبير محترم نشريه مثلا" از يكي از نويسندگان بخش سياسي يا اجتماعي يا اقتصادي درخواست كرده تا با حفظ سمت ، صفحه هنري جريده مكرمه را نيز قلمي كند.به عنوان گواهي بر اين مدعا ، به مطلبي از روزنامه وزين اعتماد ملي ( كه هر روز با وسواسي زياد آن را تهيه مي كنم و هر دو ماه يك بار آن را با ظاهر و جلدي زيبا صحافي و آرشيو مي كنم ) كه در صفحه ادب و هنر شماره 550 به تاريخ 12/10/86 روز چهارشنبه به چاپ رسيده است اشاره مي كنم.در اين صفحه و در بخش "از روزنامه هاي جهان " در مطلبي كه از نيويورك تايمز ترجمه و نقل شده آمده است " (نيويورك تايمز ) در بخش سينمايي خود نگاهي به آخرين فيلم تيم برتون با عنوان : سوئيني تد:خياط خيابان دارد ".متاسفانه مترجم محترم مطلب نيويورك تايمز با نهايت بي دقتي و از سر بي حوصلگي دچار چنان اشتباهي در ترجمه نام فيلم شده كه اگر تيم برتون آن را بشنود مسلما" شبيه  ادوارد دست قيچي خواهد شد! نام اصلي فيلم ، Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street است كه ترجمه آن سوئيني تاد : سلماني خبيث (اهريمني ) خيابان فليت می شود. گذشته از ترجمه سوئيني تد به جاي سوئيني تاد كه شايد بتوان با اغماضي نه چندان منصفانه از آن صرف نظر كرد ، موضوع حيرت انگيز ، جايگزين شدن خياط به جاي سلماني ( Barber ) در ترجمه عنوان فيلم است !!!!!!! مترجم از خیر اسم خیابان(فلینت) هم گذشته و خیال همه را راحت کرده است.

در همين صفحه ، در مطلبي كه در ستون روزانه به عناوين 10 فيلم سياسي برتر دنيا اشاره دارد ، عنوان جديدترين فيلم پل هگيس يعني In the Valley Of Elah به صورت " در دره اله " ترجمه و چاپ شده كه نشان گر قرائت نادرست واژه Elah توسط مترجم مي باشد.

از اين دست اشتباهات در روزنامه ها و نشريات فراوان يافت مي شود و تجربه نشان داده كه هيچ كس در بند تصحيح اين اشتباهات نيست.اما تاثيري كه در گفتن هست در نگفتن نيست.بهترين راه براي جلوگيري از بروز اين اشتباهات گمراه كننده اين است كه روزنامه ها و نشريات غيرتخصصي حوزه سينما از خير و شر ترجمه نام فيلم ها بگذرند و اسم فيلم ها ( و بعضي از  بازيگران خارجي )را به همان شكل اصلي چاپ كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 0:2  توسط اردوان وزيري  | 

لئونارد مالتين در راهنماي فيلم معروف خود با دادن دو و نيم ستاره به فيلم " دشمن پشت دروازه ها " درباره اين فيلم مي نويسد : داستاني مهيج در مورد جنگ جهاني دوم كه با يك داستان فرعي رومانتيك احمقانه ، ضايع شده است." در نظر اول ممكن است نمايش رابطه عاشقانه بين واسيلي زايتسف ( با بازي Jude Law) و تانيا ( با نقش آفريني راشل وايز) در بحبوحه نبرد سهمگين استالينگراد تا حدي غيرمعقول و به قول مالتين ، احمقانه به نظر برسد اما ژان ژاك آنو كارگردان فيلم با پرهيز از برجسته كردن بيش از حد اين رابطه عاشقانه ، اين رابطه را به نمادي از عشق و علاقه مردم اتحاد جماهير شوروي به قهرمان ملي آنان ( واسيلي زايتسفِ تك تيرانداز) تبديل كرده و در فصل انتهايي فيلم ، به شكلي زيبا آن را به تصوير كشيده است.

پس از اين كه واسيلي با كشتن تك تيرانداز آلماني ( ميجر كونيگ كه نقش او را اد هريس ايفا مي كند) ، به بازي موش و گربه اي كه از ابتدا بين اين دو درگرفته بود خاتمه مي دهد و با گذاشتن تفنگ كونيگ در دستان دانيلف ( افسر سياسي حزب با بازي جوزف فينس) از جان فشاني و ايثار او قدرداني مي كند ( گيرم كه اقدام دانيلف نه به واسطه خدمت به آرمان هاي حزب كمونيست – كه در آخرين ديالوگ خود با واسيلي به عدم امكان تحقق اين آرمان ها اشاره مي كند – بل به دليل ناكامي در عشق – عشق به تانيا -  صورت گرفته باشد)، ما شاهد خوشحالي و پايكوبي مردم و سربازان شوروي از شكست محاصره 180 روزه استالينگراد هستيم.در آخرين نماهاي فيلم ، واسيلي كه نامه اي از تانيا دريافت كرده و از زنده بودن او آگاه شده است به بيمارستاني كه تانيا در آن جا بستري است مراجعه مي كند اما پرستاران بيمارستان با اصراري عجيب به او اطلاع مي دهند كه شخصي با اين نام در آن جا وجود ندارد.در گرماگرم اصرار واسيلي و انكار مسئولان ، تانيا و واسيلي بدون اين كه همديگر را ببينند وجود ديگري را " حس " مي كنند و واسيلي به سمت تخت تانيا به راه مي افتد.در اين جا ، دوربين به جاي اين كه گام هاي مشتاق واسيلي براي رسيدن به محبوب را دنبال كند عقب مي كشد و در حركتي زيبا – كه يادآور حركتي مشابه در فيلم بربادرفته است – سربازان زخمي و مجروح را در نمايي عمومي به نمايش مي گذارد و پس از يك تا دو ثانيه مكث ، به نمايي – باز هم عمومي و دور – از واسيلي كه كنار تخت تانيا نشسته است بازمي گردد و تصوير ، به Credit هاي پاياني فيلم كه به نگهداري تفنگ واسيلي در موزه استالينگراد و تبديل او به قهرمان ملي اشاره مي كند Fade out مي شود.اين نماهاي عمومي ، تقدير كارگردان از پايمردي هاي تمام كساني كه در اين نبرد سنگين جان خود را از دست داده و يا زخمي شده اند را به خوبي به نمايش مي گذارد و در عين حال ، عشق تانيا به واسيلي  را به نمادي از عشق مردم شوروي به قهرمان ملي شان تبديل مي كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:32  توسط اردوان وزيري  | 

اخبار واصله حاكي از موافقت نهايي براي ساخت فيلم The Hobbit و يا حتي توليد دو فيلم از آن است.كمپاني MGM براي توليد اين فيلم ها كه قرار است قسمت اول آن در سال 2010 و قسمت دوم آن در سال 2011 اكران شود قراردادي با New Line Cinema منعقد كرده است. در اين مرحله ،پيتر جكسون (كارگردان سه گانه ارباب حلقه ها) و پيتر والش به عنوان تهيه كنندگان اجرايي با اين پروژه همكاري مي كنند و در حال حاضر به دنبال كارگرداني ديگر براي اين فيلم ها هستند. به نظر مي رسد كه پيتر جكسون تا اتمام فيلم The Lovely Bones كه در حال حاضر به شدت درگير آن شده و به واسطه اعتصاب نويسندگان هاليوود (WGA) نمي تواند فيلم نامه آن را به اتمام برساند نمي خواهد اقدامي براي كارگرداني اين فيلم ها انجام دهد. همه هواداران فيلم در سرتاسر جهان آررو مي كنند كه او بتواند Bones را به پايان برساند ، تمايل خود را براي كارگرداني The Hobbit اعلام كند و اعتصاب نويسندگان هاليوود نيز به زودي به آخر برسد.

منبع خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 21:44  توسط اردوان وزيري  |