تبليغاتX
آگرانديسمان
تاملاتی در باب سینما

ورنر فون تراپ يكي از اعضاي خانواده فون تراپ كه با فيلم " آواي موسيقي " ( در ايران اشك ها و لبخندها ) ساخته رابرات وايز در سال 1965به شهرت رسيدند درگذشت.خانواده او اعلام كردند كه او در زمان مرگ ، 91 سال داشت. فون تراپ روز سه شنبه گذشته در خانه خود واقع در Waitsfield درگذشت.علت مرگ او هنوز اعلام نشده است اما خانواده او مرگ وي را تائيد كرده و اطلاعات ديگري در اين زمينه منتشر نكرده اند.

فيلم آواي موسيقي براساس كتابي نوشته نامادری او ، ماريا فون تراپ كه در سال 1949 به رشته تحرير درآورده بود ساخته شده است.اين كتاب سرگذشت زني اتريشي را بازگو مي كند كه با مردي همسر مرده با 7 فرزند ازدواج مي كند و به فرزندان اين مرد موسيقي تدريس مي كند.

فون تراپ كه در 1915 و در شهر Zell am See اتريش به دنيا آمده بود فرزند چهارم و دومين پسر كاپيتان جورج فون تراپ و همسر اول او Agathe Whitehead بود. در فيلم آواي موسيقي ، نقش ورنر فون تراپ توسط شخصيتي به نام كورت به نمايش در آمده بود.

طي سال هاي دهه 1930 ميلادي ، فون تراپ به تحصيل ويولون سل مشغول شد و در عين حال در نواختن سازهاي ديگر نيز مهارت كسب نمود.او به همراه گروه كر خانواده خود  ، The Trapp Family Singers ( خوانندگان خانواده تراپ) كه در سرتاسر اروپا توجه زيادي را به خود جلب كرده بود به عنوان خواننده تنور همكاري مي كرد. در سال 1938 ، فون تراپ و خانواده او از كشور اتريش تحت اشغال آلمان نازي فرار كردند.پس از اين كه به نيويورك رسيدند ، خانواده با برگزاري كنسرت هاي متعددي در بين مردم آمريكا محبوبيت زيادي كسب كرد.اين خانواده نهايتا" در ورمونت مستقر شدند.

در طول جنگ جهاني دوم ، فون تراپ در ارتش آمريكا و در اروپا خدمت مي كرد.بعد از اتمام جنگ، فون تراپ به مزرعه خانواده خود در Stowe بازگشت و به همراه خانواده در تورهاي موسيقي شركت نمود. پس از بازنشسته شدن Trapp Family Singers ، فون تراپ يك مدرسه موسيقي به نام Community School of Music در ردينگ ايالت كاليفرنيا تاسيس كرد.چندين سال بعد او كل اعضاي خانواده را مجددا" در ورمونت دور هم جمع كرد و در مزرعه اي در Waitsfield به همراه آن ها به كشاورزي و دام داري مشغول شد و در سال 1979 بازنشسته شد.او در سال هاي بعد از بازنشستگي به مسافرت ، نساجي ، بافندگي ، ماهيگيري و قلاب سازي مشغول بود.

اعضای خانواده فون تراپ

منبع خبر Yahoo!News.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 19:23  توسط اردوان وزيري  | 

Writer Doris Lessing, 86, sits in her home in a quiet block of north London April 17, 2006. Lessing was awarded the 2007 Nobel Prize in Literature for 'that epicist of the female experience, who with scepticism, fire and visionary power has subjected a divided civilisation to scrutiny.' (AP Photo/Martin Cleaver)

دوريس لسينگ كه تا به حال داستان هاي كوتاه متعدد و داستان هاي علمي تخيلي زيادي به رشته تحرير درآورده است جايزه نوبل ادبيات را از آن خود كرد.از او كه نويسنده كتاب " دفترچه يادداشت طلايي " است به خاطر شك انديشي،طرح پرسش هاي انتقادي و قدرت بصري كارهايش تقدير به عمل آمد.

لسينگ كه 11 روز تا رسيدن به 88 سالگي فاصله دارد ، مسن ترين برنده جايزه اي است كه معمولا" به نويسندگاني كه در دهه 50 يا 60 زندگي خود به سر مي برند اعطا مي شود.اگرچه او به طور گسترده به خاطر نوشتن كتاب دفترچه يادداشت طلايي و ساير كتاب هايش مورد تحسين واقع شده است ، طي سال هاي اخير به طور محدودي مورد توجه بوده است و از او به خاطر خشونت و نامتعارف بودن كارهايش انتقادهاي زيادي به عمل آمده است. هارولد بلوم يكي از منتقدان ادبي آمريكايي اين تصميم آكادمي نوبل را كاملا" سياسي اعلام كرده است. بلوم به آسوشيتد پرس گفته " اگرچه خانم لسينگ در ابتداي كار نويسندگي خود ، كيفيات قابل ستايش محدودي را  در كارهاي خود منعكس مي نمود اما طي 15 سال اخير كتاب هاي او كاملا" غيرقابل خواندن بوده است ... كتاب هاي علمي تخيلي درجه چهارم."

اما براي ميليون ها نفر از كساني كه به ادبيات علاقه دارند او با كتاب " دفترچه يادداشت طلايي " شناخته مي شود، كتابي كه در سال 1962 منتشر شد و هنوز هم يك اثر فمينيستي كلاسيك محسوب مي شود ؛ اگرچه خود خانم لسينگ اين كتاب را يك بيانيه سياسي نمي داند.

 

منبع Yahoo!News.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 18:38  توسط اردوان وزيري  | 

 مجسمه رويش در محوطه سفارت ايران در پاريس

نقل است كه در بحبوحه جنگ جهاني دوم و بمباران بي امان پاريس توسط هواپيماهاي نيروي هوايي رايش ؛ لوفت وافه ، شهروندان پاريسي كه متوجه قصد هيتلر براي نابودي موزه لوور شده بودند  تصميم گرفتند آثار فرهنگي هنري خود را از اين موزه بيرون ببرند.بنابراين شهردار پاريس آثار موجود در لوور را به افراد عادي تحويل داد تا آن ها را به خانه هاي خود ببرند و شانس حفظ اين مفاخر ملي به واسطه پراكنده شدن آن ها در مكان هاي مختلف به حداكثر برسد.پس از آزادسازي پاريس توسط ارتش متفقين و نيروهاي مقاومت فرانسه و برقراي امنيت در اين شهر ، تمام آثاري كه به مردم تحويل داده شده بود بي كم و كاست به موزه لوور برگشت. مشابه همين اتفاق در عراق اشغالي نيز به وقوع پيوسته است.روزنامه اعتماد ملي در شماره 474 ، روز يكشنبه 8 مهر در گزارشي با عنوان " ميراثي كه به غارت رفت " از صدماتي كه در اثر هجوم ارتش آمريكا به آثار ملي و فرهنگي عراق وارد شده و همچنين به سرقت رفتن تعداد زيادي از اين آثار اشاره كرده است.در بخشي از اين گزارش آمده " ابتدا تصور مي شد كه حدود 170 هزار قطعه از آثار باستاني موجود در اين موزه (موزه ملي بغداد ) به سرقت رفته اما به مرور معلوم شد كه بسياري از خزانه هاي اصلي موزه از قبل با دقت بسته بندي و به مكاني امن منتقل شده است.همچنين مشخص شد كه كارمندان موزه در اوج جنگ ساير اقلام را براي جلوگيري از سرقت و نابودي به خانه هايشان برده بودند كه به طور داوطلبانه بازگردانده شد ". اين دو مورد و موارد مشابه ديگر ، حاكي از اهميت ميراث فرهنگي كشورها و ملت ها در جهت حفظ هويت ملي ميهني آنان است.

در خبرهاي امروز آمده بود كه سفارت ايران در فرانسه ، مجسمه رويش كار هنرمند ارجمند كامبيز شريف كه زيبايي آن به حدي بوده كه در پايتخت فرهنگي جهان و در نزديكي برج ايفل ، گردشگران زيادي را به خود جلب و جذب مي كرده است را بدون هيچ دليلي نابود و به دست رفتگران سپرده است.شما مي توانيد گزارش كامل اين فاجعه ملي را در پيوندهاي امروز اين وبلاگ بخوانيد و مثل من و همه افراد علاقه مند به فرهنگ و هنر و تمدن اين سرزمين باستاني بر خود بلرزيد و بگرييد و شرم زده شويد.اتفاقاتي از اين دست هر روز و هر ساعت در گوشه و كنار كشورمان رخ مي دهد و متاسفانه هيچ كاري هم از دست كسي ساخته نيست.با وقوع رخدادهاي نگران كننده اي مثل نابودي باغ ملك به دست سودجويان ، از بين رفتن درختان كهنسال خيايان وليعصر ، تخريب گسترده جنگل ها و ايجاد آتش سوزي هاي عمدي براي ساخت برج در نقاط مختلف كشور ، نابودي ميراث فرهنگي هخامنشيان در تنگه بلاغي به دليل ساخت و آبگيري سد سيوند ، نوشتن يادگاري بر ديوارها و بقاياي به جا مانده از تخت جمشيد ، به سرقت رفتن سر سرباز هخامنشي و حراج قريب الوقوع آن در لندن ، ساخت هویت جعلی ترکی برای مولوی و حالا از بين رفتن مجسمه رويش و سپردن آن به دست رفتگران پاريسي ، دور نيست روزي كه بشنويم ساختمان مجلس شوراي اسلامي ( ملي ) در ميدان بهارستان مثلا" به دليل تاسيس ايستگاه مترو تخريب شده و يا مجموعه كاخ موزه هاي سعدآباد و نياوران به علت فضله پرندگان از بين رفته است! . با وجود اين مسائل چه جايي براي اعتراض به ساخته شدن فيلمي مثل 300 براي ما باقي مي ماند؟ هميشه گفته اند كه احترام امام زاده را متولي نگه مي دارد.وقتي كه ما متوليان خوبي براي ميراث فرهنگي خود نيستيم چگونه مي توانيم از " ديگران " انتظار احترام داشته باشيم؟ آن هم ديگراني كه اعتقاد داريم با طرح و نقشه و برنامه قبلي به تمدن كهن و ارزشمند ما توهين مي كنند؟ نه ... يك جاي كار مي لنگد. از ماست كه بر ماست.

از دوستاني كه اين پست را مي خوانند تمنا مي كنم كامنتي بر آن بنويسند و به نوعي اين مسئله ملي را در وبلاگ هاي خود هم منعكس كنند و دوستان ديگرمان را هم به خواندن اين پست ترغيب كنند.اين حداقل كاري است كه از دست ما برمي آيد.

متاسفم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:36  توسط اردوان وزيري  | 

برايان آدامز قصد دارد هفته آينده براي ايجاد صلح در خاورميانه ،در كرانه باختري و اسرائيل كنسرت اجرا كند.اين برنامه از طريق ماهواره در شهرهاي لندن ، اوتاوا و واشينگتن پخش خواهد شد.

سازمان صلح طلب One Voice كه مقر آن در نيويورك واقع شده است اعلام كرده كه اين كنسرت با هدف تحكيم مبارزه اين حركت صلح طلبانه به منظور جمع آوري يك ميليون امضاء از شهروندان عادي اسرائيلي و فلسطيني به منظور متقاعد ساختن رهبران آنان به منظور پايان دادن به مناقشه بين فلسطين و اسرائيل و نهايي كردن توافق نامه اي مبني بر زندگي مسالمت آميز فلسطينينان در كنار شهروندان اسرائيلي طراحي شده است.

فتحي درويش ، مسئول دفتر نمايندگي One Voice در رام الله گفته است كه آدامز برنامه خود در كرانه باختري را در يك استاديوم فوتبال در شهر باستاني اريحا اجرا خواهد نمود و پس از آن به تل آويو عزيمت مي كند.درويش روز يكشنبه اعلام كرده بود " هدف ما ارسال اين پيام به جهانيان است كه مردم فلسطين ، به زندگي و اميد به زندگي عشق مي ورزند ".

برايان آدامز 47 ساله كه طي دهه 80 تا 90 ميلادي آلبوم هاي پرفروشي به بازار موسيقي عرضه كرده بود براي آواز Everything I Do ، تم اصلي فيلم " رابين هود : شاهزاده دزدان " ساخته 1991 كوين كاستنر نيز نامزد دريافت جايزه اسكار شده بود.

برگزاركنندگان اين برنامه اعلام كرده اند كه تعدادي از هنرمنداني كه به نوعي در اجراي اين كنسرت نقشي ايفا مي كنند قصد دارند از طريق ويدئولينك پيامي براي اين كنسرت ارسال كنند.حاميان هاليوودي One Voice ، شامل برد پيت ، جنيفر انيستون ، دني دويتو ، جيسون آلكساندر و Rhea Perlman هستند.

ماه گذشته One Voice اعلام كرده بود كه بيش از نيم ميليون امضاء ( كه به طور مساوي بين اسرائيليان و فلسطينيان تقسيم شده بود ) جمع آوري كرده و قصد دارد تا پايان سال اين تعداد امضاء را به يك ميليون برساند. وب سايت One Voice اعلام كرده ورود به اين كنسرت در هجدهم اكتبر رايگان خواهد بود اما كساني كه در اين كنسرت شركت مي كنند براي ورود بايد طومار One Voice را امضاء كنند.

منبع خبر : Yahoo!News.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:34  توسط اردوان وزيري  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:17  توسط اردوان وزيري  | 

سالن سينماي Cinema Mode در فوكوياما ، هيروشيما قصد دارد يك روش كاملا" جديد را براي سينماروها به اجرا بگذارد : در اين روش مشتريان مي توانند براساس ميزان رضايتمندي خود از فيلمي كه در اين سالن سينما ديده اند پول پرداخت كنند.خبرگزاري آساهي شيمبون اعلام كرده است كه اين روش جديد در سيزدهم و شانزدهم اكتبر امسال به اجرا گذاشته خواهد شد.

Cinema Mode از مشترياني كه فيلم به نمايش درآمده را مثبت ارزيابي كرده و از ديدن آن كاملا" راضي بوده اند مبلغ 1000 ين يا بيش تر دريافت مي كند.از سوي ديگر تماشاگراني كه فيلم به نمايش درآمده از نظر آنان متوسط بوده 800 ين پرداخت خواهند كرد و آن دسته از تماشاگراني كه فيلم را بي ارزش مي دانند و اعتقاد دارند وقتشان با تماشاي اين فيلم تلف شده 500 ين مي پردازند و يا اصلا" پولي پرداخت نمي كنند.البته اين پروژه فعلا" در مقياسي محدود و هر دو ماه يك بار اجرا مي شود.

Cinema Mode فقط فيلم هايي را نمايش خواهد داد كه به دليل ناشناخته بودن و عدم شهرت بازيگران ( و يا به دلايل ديگر ) تا به حال برروي پرده نرفته اند. بنابراين نبايد انتظار نمايش فيلم هاي معروف و پرفروش را در اين سينما داشت.

(منبع خبر Japan News Review )

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:59  توسط اردوان وزيري  | 

تام هنكس بعد از بازي در فيلم " نجات سرباز رايان " به كارگرداني استيون اسپيلبرگ ، از طرف نيروي دريايي آمريكا نشان افتخار دريافت كرد.

رسول ملاقلي پور در تمام دوران فيلم سازي خود از رنج ها ، مصائب و تنگ نظري هاي رسمي و غيررسمي كه فيلم سازان جنگ با آن دست به گريبان بودند ( و هستند ) مي ناليد. به همين دليل بعد ( يا قبل ) از ساختن فيلم مزرعه پدري نامه اي سرگشاده براي مطبوعات فرستاد و در آن اعلام كرد به دليل همين كج فهمي ها و تا وقتي نگاهي سالم بر سينماي جنگ حاكم نشود ، ديگر فيلم نخواهد ساخت. اما طاقت نياورد ؛ ماند و ميم مثل مادر  را ساخت و همه را به گريه انداخت.( همان كاري كه قبلا" در هيوا و قارچ سمي كرده بود ) .در لوكيشن مزرعه پدري و رودررو با دوربين ، بغض هاي فروخورده اش را براي محمد حميدي مقدم بيرون ريخت.

فيلم نجات سرباز رايان (در سينمايي كه گردش مالي ساليانه آن بيش از 60 ميليارد دلار و دستمزد بازيگران معروف آن 25 ميليون دلار است ) شهرت خود را مديون صحنه هاي جنگي عظيم و در عين حال بسيار واقعي و خيره كننده نيم ساعت اول و به تصوير كشيدن چهره كريه جنگ ، از طريق به نمايش گذاشتن تكه پاره شدن سربازان است.

فيلم هاي رسول ملاقلي پور ( خصوصا" هيوا ، قارچ سمي و مزرعه پدري ) داراي سكانس هاي جنگي عظيمي هستند كه الحق و والانصاف در سينماي ايران ، اگر نه بي سابقه ، كه كم سابقه هستند. تونل فيلم هيوا و سكانس پاياني نبرد در فيلم مزرعه پدري نمونه هايي از سينماي جنگ هستند كه اگر آن ها را در رابطه با بضاعت و امكانات سينماي ايران بسنجيم بدون شك از شجاعت و تهور و جرات ملاقلي پور شگفت زده خواهيم شد.در پايان فيلم مزرعه پدري نيز آدم ها كشته مي شوند ، خون از بدن شان فواره مي زند ، دستشان قطع مي شود و ما دوباره صورت زشت و منفور جنگ را مي بينيم و بر خود مي لرزيم.

نجات سرباز رايان صرفا" فيلمي جنگي ( از نوع حادثه اي / حماسي و البته از نظر كارگرداني ، جلوه هاي ويژه ، صحنه پردازي ، تدوين و ... فوق العاده ، و به اصطلاح يك پروداكشن غول آسا ) است كه هدف اصلي آن ، نمايش عملياتي عظيم ( نبرد D-Day كه خود ، بخشي از عملياتي بزرگ تر به نام Overlord بود كه در ابتدا باعث آزادسازي فرانسه تحت اشغال آلمان نازي و حكومت ويشي و در نهايت منجر به خاتمه يافتن جنگ جهاني دوم شد )در ساحل نرماندي است كه كاري به انگيزه و احساسات آدم ها ندارد.ماموريتي ابلاغ مي شود و كاپيتان ميلر ( تام هنكس ) بايد آن را اجرا كند.او قهرمان فيلم است.

فيلم مزرعه پدري ، فيلمي است كه در دل يك ماجراي جنگي ، داستاني انساني را به تصوير مي كشد.داستان آدم هايي كه عليرغم خصلت هاي ناپسند خود ، با حضور خودخواسته در جنگي نابرابر ، به دركي جديد از دنياي اطراف خود مي رسند و همان كاري را مي كنند كه بايد بكنند.قهرماني وجود ندارد.

فيلم نجات سرباز رايان با استقبال فوق العاده اي روبرو شد. اين فيلم در 28 جولاي 1998 به طور همزمان در 2463 سالن سينما در آمريكا به نمايش درآمد و فروش آن در روز اول نمايش ، سي ميليون و پانصد هزار دلار بود. فروش اين فيلم در آمريكا ، 216 ميليون پانصد هزار دلار و در ساير كشورها 265 ميليون دلار و جمعا" 482 ميليون دلار بوده است. منتقدان نيز از اين فيلم استقبال خوبي به عمل آوردند و اين فيلم را به دليل وجود صحنه هاي واقع گرايانه نبرد و همچنين نقش آفريني بازيگران ستودند اما  به ضعف فيلم نامه و ناديده گرفتن نقش انگلستان در نبرد D-Day اشاره كردند. فيلم در ماه مي 1999 وارد بازار ويدئويي شد و نسخه هاي VHS اين فيلم ، 44 ميليون دلار به فروش اين فيلم افزودند. DVD اين فيلم در ماه نوامبر همان سال به بازار عرضه شد و با فروش يك و نيم ميليون نسخه ، تبديل به يكي از بهترين عنوان فيلم هاي عرضه شد در سال 1999 شد.

الآن آمار دقيق فروش مزرعه پدري را در دسترس ندارم.اين آمار در ماهنامه فيلم همان سال به چاپ رسيده است. فيلم مزرعه پدري توسط موسسه رسانه هاي تصويري و برروي CD عرضه شده است. شايد آماري از تعداد CDهاي فروش رفته اين فيلم وجود داشته باشد.نمي دانم.اما مسلما" اين آمار ها ، خيلي قابل توجه نيستند .يكي از نقاط ضعف ملاقلي پور كه همواره توسط منتقدان به آن خرده گرفته مي شد " غريضي بودن " او بود.

بدون شك رسول ملاقلي پور و ابراهيم حاتمي كيا بهترين فيلم سازان جنگ هستند.يكي برون گرا و عصبي و پرخاشگر ؛ ديگري درون گرا و ملايم و منطقي . يكي خفته در زير خاك ( و چه زود ) ، ديگري زنده و حي و حاضر ( عمرش درازباد )؛ اما هر دو در نكته اي مشترك: سينماي جنگ مديون آن ها است.

در انتهاي فيلم قارچ سمي ، روح زن در لباسي سفيد به مرد در حال احتضار مي گويد : بي قرار عاصي ، راحت شدي ( نقل به مضمون).

و رسول راحت شد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 13:19  توسط اردوان وزيري  | 

به نظر مي رسد اولين فيلم فرانسيس فورد كوپولا بعد از 10 سال ، توجهات زيادي را در فستيوال فيلم رم كه در ماه آينده ميلادي برگزار مي شود به خود جلب خواهد كرد. اين دوره از فستيوال فيلم رم ، همانند رقيب اصلي آن يعني جشنواره فيلم ونيز كه اخيرا" به كار خود پايان داد ، بر نمايش فيلم هايي در مورد عكس العمل هاي ايالات متحده آمريكا در قبال حملات تروريستي يازدهم سپتامبر 2001 و ارائه چهره مخدوش شده آمريكا متمركز خواهد بود. فيلم " شيرها براي بره ها " ساخته رابرت ردفورد با بازي خود ردفورد در كنار تام كروز و مريل استريپ نيز در مقوله همين نوع فيلم ها جاي مي گيرد.اين فيلم ، داستان دو سرباز آمريكايي كه در پشت خطوط دشمن در افغانستان زخمي مي شوند  و اتفاقاتي را كه پس از بازگشت آنان به كشور شان رخ مي دهد روايت مي كند. فيلم ديگري كه در اين جشنواره به نمايش در خواهد آمد " Rendition " ساخته گوين هود است كه در جشنواره تورنتو از آن تقدير به عمل آمد. در اين فيلم ، ريز ويترسپون و جيك گيلن هال به ايفاي نقش پرداخته اند و داستان فيلم در مورد يك زن آمريكايي است كه كوشش مي كند شوهر متولد مصر خود را كه در يكي از بازداشتگاه هاي  مخفي CIA نگهداري مي شود پيدا كند.اين فيلم ها ، جديدترين فيلم هايي هستند كه در مورد پيامدهاي حملات يازدهم سپتامبر - موضوعي كه باعث محبوبيت سينماي آمريكا در جشنواره هاي اروپايي شده است – در هاليوود ساخته شده اند.

پِيرا دِتاسيس ، يكي از دست اندركاران جشنواره رم مي گويد " اين فرصت بزرگي براي سينماي آمريكا و هاليوود است " .

كوپولا نيز با فيلمي ملايم تر به نام " جواني بدون جواني " كه روايتگر داستاني رومانتيك در مورد يك پروفسور رومانيايي است كه پس از برخورد صاعقه با بدنش دوباره به روزگار جواني بازمي گردد به صفحه بزرگ سينما بازگشته است. اين فيلم ساز كهنه كار كه براي ساختن كالت فيلم هايي مثل " اينك آخرالزمان " و سه گانه " پدرخوانده " به شهرت فوق العاده اي دست پيدا كرده است ، پس از 10 سال كه از كارگرداني آخرين فيلمش با نام " باران ساز " مي گذرد دوباره به صندلي كارگرداني برگشته است. فستيوال فيلم رم از هجدهم تا بيست و هفتم اكتبر امسال برگزار مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:0  توسط اردوان وزيري  | 

مقامات رسمي انگلستان روز سه شنبه اعلام كردند ديويد ميليباند وزير امور خارجه اين كشور در نيويورك با آنجلينا جولي ملاقات و در مورد ديپلماسي بين المللي انگلستان با هم به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.ميليباند ، وزير امور خارجه جوان انگلستان پس از درگير شدن انگلستان در جنگ عراق و افغانستان به دنبال بهبود بخشيدن به روابط بين المللي و افزايش محبوبيت اين كشور است.يكي از سخنگويان ميليباند اعلام كرد كه او براي انجام مذاكرات با جولي ، او را در نيويورك ملاقات خواهد كرد. هنوز جزئيات بيش تري در مورد اين مذاكرات منتشر نشده است. آنجلينا جولي ،هنرپيشه 32 ساله كه يكي از سفراي سازمان ملل در امور پناهدگان و آوارگان است در وب سايت بازسازي شده وزارت خارجه انگلستان نيز ظاهر خواهد شد. ميليباند كه در مقام رياست سازمان حفاظت محيط زيست انگلستان اولين عضو وبلاگ نويس كابينه بوده است روز چهارشنبه يك وبلاگ جديد راه اندازي خواهد كرد. او همواره ساير اعضاي كابينه را براي نوشتن وبلاگ تشويق مي كند.

ميليباند مي گويد " روزهايي كه ما از طريق تلگراف با هم ارتباط برقرار مي كرديم به سر آمده است." او به روزنامه Evening Standard گفته است " در جهان امروز نه فقط نخبگان ، بلكه همه بايد بتوانند از ارتباطات استفاده نمايند".

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 18:40  توسط اردوان وزيري  | 

مرد ايستاده در برابر تپه هايي در تاريكي

اما چيزي نيستند جز خانه هايي : هر نوري به خاموشي گرائيده

و توده هاي سيه فام بزرگ مي شوند.

در دو قدمي : اگر نور بيايد به خانه تبديل مي شوند.

 (چزاره پاوزه-گزینه شعرها-نشرچشمه- ترجمه کاظم فرهادی و فرهادخردمند-۱۳۷۱)

 

قطعه شعر بالا سروده چزاره پاوزه شاعر ايتاليايي خصلتي بسيار تصويري دارد و با مدد گرفتن از نورپردازي كه ظاهرا" از ابزار سينما به شمار مي رود تصويري بسيار زيبا در ذهن خواننده برجاي مي گذارد.اين قطعه شعر مي تواند سكانس افتتاحيه يا اختتاميه فيلمي اكسپرسيونيستي باشد و يا در ميانه هر فيلمي تاثيري غافل گيركننده در بيننده ايجاد كند.اين كه چگونه هنري سوبژكتيو ( يا ذهني – انتزاعي ) مثل شعر به اين زيبايي مي تواند با هنري اُبژكتيو ( عيني – بصري ) مثل سينما ارتباط برقرار كند و با استفاده از ابزاري كه در ظاهر متعلق به سينما است وارد عرصه هاي بصري شود ، سوالي است كه پاسخ آن را بايد در ذهن خلاقه و قوه تخيل هنرمند ( فارغ از ژانر هنري ) و در ذات خود هنر جستجو كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 23:35  توسط اردوان وزيري  |